مرتضى راوندى
25
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )
نظرى كلّى به نمايندگان فرهنگى ايران قبل از حملهء اعراب بارتولد ، پژوهندهء روسى ، مىنويسد : « تاكنون به اين نكته كه رجال فرهنگ سريانى اصلا ايرانى بودهاند ، كمتر توجه شده است . ولى اين واقعيّت تا حدى از روى نامهاى ايشان ثابت مىشود ، و بعضا نيز مورخان سريانى صريحا در تأليفات خويش بدان گواهى دادهاند . شش تن از جاثليقان ، اصلا ايرانى بودهاند : پاپا ، شاهدوست ، معنس ، مرابخت ، بابويه و آباى اوّل ( جالبترين جاثليق دوره ساسانى ) ، دو شخص اخير الذكر ، قبل از قبول مسيحيت ، مغ بودهاند . گذشته از كسان پيش گفته ، اشخاص زير نيز درشمار اين گروه مىباشند . اسقف فرهاد ، يكى از نويسندگان قرن چهارم ميلادى به زبان سريانى بوده است . ديگر نرزس كه مؤسس مكتب نصيبين بود . ديگر فيلوكس مترجم كتاب مقدس و بانى عمده تعاليم يعاقبه و ديگر پاول ، فيلسوف قرن ششم ميلادى . فرهنگ نسطورى بيشتر در سه شهر ، متمركز شده بود . نصيبين ، جندىشاپور و مرو . در شهر نصيبين مكتب دينى و روحانى برپا بوده است . چنان كه ديديم مؤسس آن نام ايرانى داشته است . مدرسه پزشكى جندىشاپور از لحاظ پيشرفت و ترقى طب عمومى اهميت فوق العاده داشته است . ولى اگر به سخنان طبرى اعتماد كنيم نسطوريان در اين زمينه هم ، مرهون مشرق بودهاند و در زمان شاپور دوم ( 379 - 309 ) يك پزشك نامى هندى وارد شوش شد . جمعى از ساكنان آنجا هنر او را آموختند و بهترين پزشكان ايران شدند . مىدانيم كه در عهد ساسانيان ، مرو ، يكى از بافرهنگترين و متمدنترين شهرهاى ايران بوده است . پيشرفت و ترقى فرهنگ سريانى در عهد تازيان نيز دوام داشته است و در ميان ايشان گذشته از روحانيان و رجال دين ، عدّهاى فيلسوف و پزشك و حقوقدان و مورّخ و عالمان دستور زبان ، نيز وجود داشته است . مىدانيم كه پزشكان نسطورى ، آموزگار و استاد طبيعيون و حكماى بزرگ عرب بودهاند و تازيان از طريق ترجمهء كتب ، كه به دست